الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
7
تفسير مجمع البيان (فارسى)
در سورهء انعام گذشت ) . أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ : آيا به زمين نمينگرند كه از هر نوع پسنديده و نافعى چقدر در آن سبز كردهايم . « 1 » برخى گفتهاند : مقصود از نبات زمين ، مردم است . چنان كه مىفرمايد : « وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً » ( خداوند شما را از زمين رويانيد : نوح 17 ) آنها كه داخل بهشت شوند ، كريمند و آنها كه به جهنم روند ، پست مىباشند . إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ : در اينها نشانهها و دلائلى بر قدرت و يگانگى ماست . ولى اكثر ايشان تصديق و اعتراف ندارند ، و اين بخاطر عناد و تقليد از اسلاف و فرار از وظيفه و تكليف است . ( بگفته سيبويه كلمهء « كان » در اينجا زائد است ) . وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ : خداى تو قادر غير عاجز و غالب غير مغلوب است و انواع نعمتها را به بندگان خود مىبخشد .
--> ( 1 ) - كلمهء زوج به معنى نوع است و از آنجا كه در معنى آن ملاحظهء « نايگانگى » شده است ، مفهومى دارد كه با مفهوم فرد و « يگانگى » مغايرت دارد . از اينجهت است كه به خداوند متعال فرد گفته مىشود ولى زوج اطلاق نمىشود . كليهء موجودات ممكنهء عالم و لو فرد و تك باشند ، اما واقع اين است كه فرد و تك حقيقى نيستند و در ذات و سرشت آنها استعداد آميزش و تزوج با موجودات ديگر نهفته است و حتى مىتوان گفت : اينها وقتى كاملا جالبند كه در حال تزوج و آميزش و تركيب با يكديگر ملاحظه شوند و الا به تنهايى معلوم نيست اين همه داراى ارزش و اهميت باشند . هر موجودى يك نوع گرايش و كشش به طرف همنوعان خود دارد و يك نوع گرايش و كشش به طرف موجودات و مخلوقات ديگر . اينجاست كه براى كسى كه در بارهء موجودات مطالعه مىكند ، يك مطالعهء سه جنبهاى اهميت دارد : يكى وضع هر موجودى بملاحظهء خودش بتنهايى و ديگر بملاحظهء تزوج آن با موجودات همنوعش و سوم مطالعهء آن بملاحظهء تزوج آن با موجودات غير همنوعش . اينجاست كه استعمال كلمهء زوج در مورد نباتات زمين ما را به حقائق تازهاى رهنمون مىشود . آرى : جهان چون چشم و خال و خط و ابروست * كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست